instagram اینستاگرام
021 2264 8270

بیماری های گوش خارجی

بیماری های گوش خارجی

همانطوریکه می دانیم گوش انسان از سه بخش تشکیل شده است. گوش خارجی، گوش میانی و گوش داخلی. در اینجا قصد داریم بیماری های گوش خارجی را به صورت مجمل توضیح دهیم. مشكلات سيستم شنيداري مي توانند عوارض و نشانه هاي مختلفي داشته باشد. این عوارض بسته به محل بروز ، سطح درگيري، پيشرفت ضایعه و غیره متفاوت باشد. اختلالات محدود به سيستم گوش خارجي، اغلب داراي نشانه هايي مشخصی است. در برخي موارد همچنین این محدودیت ها ممکن است فاقد نشانه مشخصی باشند.

مثلا وجود جسم خارجي در مجراي شنوايي، مي تواند فاقد هر گونه عوارض شنيداري باشد. اما اگر جسم خارجي يك دانه حبوبات باشد ممکن است بعدا مشکل ساز شود. لذا در بررسی شنوایی ارزیابی و معاینه گوش خارجی اهمیت دارد. در ادامه مهمترین بیماری های گوش خارجی و دلایل احتمالی آنها ذکر میگردد.

Acute Circumscribed External Otitis:

اوتيت حاد محدود يا متمركز Localized گوش خارجي است. علت آن عفونت فوليكولهاي مربوط به موهاي اين محدوده است. به این عفونت Folliculitis گفته می شود و معمولا به ندول هاي پوستي Furuncle مبدل می شوند.

عامل این عفونت معمولا نوعي استافيلوكوكوس است. بروز ندول ها مي توانند به عفونت غدد گوش و انسداد مجراي شنوايي منجر شود. به دليل وجود رطوبت و گرما در مجراي شنوايي، ظاهرا مقاومت پوست مجرا نسبت به عفونت ها كمتر است.

اين اختلال در طول ماه هاي تابستان شيوع بيشتري دارد.

در مراحل اوليه بيماري نقاط قرمز برجسته اي در بخش غضروفي مجراي قابل مشاهده است. به هم چسبيدن اين ندول ها، مي تواند به بروز تاول هايي برجسته در مجرا منجر شوند. در صورت وجود ندول، درد بسيار شديدي در مجرا وجود دارد. تا زماني كه تاول هاي چركي و متورم از هم باز نشوند، معمولا ترشحي نيز مشاهده نمي شود. به دنبال پارگي اين تاول ها، ترشحاتي مايع و عفوني از مجراي شنيداري خارج مي شود.

به دليل ماهيت عفوني عامل ايجاد ضايعه، احتمال تورم غدد لنفاوي وجود دارد. عوارض ناشی از تورم غدد لنفاوی ممکن است منجر به عفونت هاي عمومي بشود.  بسته به ميزان پيشرفت ضايعه و انسداد يا عدم انسداد مجرا به وسيله ندول ها و تاول ها، امكان بروز افت شنوايي يا عدم بروز آن وجود دارد. كاهش شنوايي موجود نيز از نوع انتقالي و با شدت هايي متغيير خواهد بود. اين مشكل به صورت گرفتگي گوش به وسيله فرد ابراز مي شود.

Acute Diffuse External Otitis:

اوتيت حاد و منتشر گوش خارجي كه آن را، گوش شناگر Swimmers ear نيز مي نامند. اصولا بيماري ويژه ماه هاي تابستان و شايع ترين نوع اوتيت گوش خارجي است. گرما و رطوبت منجر به تورم سطوح كراتينه پوست مي شود. این عامل خود مي تواند منافذ فوليكولي را مسدود كند. ورود رطوبت خارجي از طريق شنا كردن و حمام رفتن، شرايط بهتري را براي رشد باكتري ها در مجراي شنيداري فراهم مي كند.

اين تغييرات باعث بروز شرايطي دردناك در كانال گوش مي شوند. كه به آن عوارض ناشي از بروز تاول ها و تورم ها نيز اضافه مي شود. اين وضعيت شرايط را براي شروع يك عفونت حاد در مجراي گوش خارجي فراهم مي كند. رايج ترين عامل بروز اوتيت منتشر را Pseudomonas aeruginosa تشخيص داده اند.

با بروز تورم در پوست مجرا، دردي مشخص در گوش خارجي پديد مي آيد. اين درد به تدريج بيشتر و مجرا دردناك تر مي شود. مجراي گوش به طور گسترده دچار عفونت و تورم مي شود.

در این حالت گوش خارجي نسبت به جابجايي و حركات لاله، بسيار حساس مي شود.

در اين شرايط ترشح مايع سروزي نيز از مجرا مشاهده مي شود. هرچه بيماري پيشرفته تر شود ترشح به وضعيت چركي نزديك تر مي شود. عوامل موجود منجر به انسداد كامل و مشخص مجرا مي شود به گونه اي كه پرده گوش ديگر قابل مشاهده نخواهد بود. تظاهراتي سيستميك نيز ممكن است به دنبال اين مشكل در فرد مبتلا بروز كند. اما اين علايم مانند عوارض عفونت هاي حاصل از باكتري هاي گرم مثبت نيستند. فرم خاصي از اين اوتيت منتشر در موارد مبتلا به ديابت رخ مي دهد.

كه آن را عفونت بدخيم Malignant گوش خارجي مي نامند. عوارض شنيداري در اين ضايعه نيز مانند حالت قبل است. اما شدت و سرعت بروز آنها بيشتر است. مسئله مهم در اينجا تاثير تداوم و پايداري عفونت گوش خارجي است. در صورت عدم درمان ممكن است به عفونت هاي مجموعه گيجگاهي منجر شود. عوارض موقت عفونت هاي گوش خارجي بر روي پرده گوش نيز به شكل تغيير رنگ و تورم زودگذر Tympanitis قابل مشاهده هستند.

Anotia:

عدم تشكيل و انسداد مادرزادي لاله و سيستم گوش خارجي است. بروز اين مشكل به صورت مي تواند يك طرفه و يا دوطرفه باشد. اين مشكل معمولا با چشم غير مسلح قابل رديابي و كشف است. عوارض حاصل از اين ضايعه به سطح بروز آن بستگي دارد. گاهي اوقات، مشكلات تنها لاله گوش را درگير مي كنند. حتي با وجود عدم تشكيل لاله گوش، مشكل خاصي شنوايي را دربر نمي گيرد. اما برخي موارد، پيشرفت ضايعه حتي سيستم گوش داخلي و حلزون را نيز شامل مي شود. اين شرايط علاوه بر افت شنوايي بارز انتقالي، مي تواند مشكي حسي ـ عصبي را نيز براي گوش درگير به دنبال داشته باشد.

Aspergillus Auricularis:

رشد عفونت هاي قارچي مجراي شنوايي و پرده گوش است. این بیماری عوارضي چون خارش و سوزش را به همراه دارند. معمولا عوارض شنيداري در اين ضايعه مشاهده نمي شود.

Aural Adenoma:

بروز تومورهاي غدد ترشحي مجراي شنوايي است. اين عارضه مي تواند مجموعه هاي مختلف غدد مترشحه سيستم شنوايي را دربر گيرد. غالب اوقات تشخيص اين بافت هاي تومورال، نيازمند معاينات دقيق ميكروسكوپي است. علايم و عوارض موجود بسيار جزئي هستند. مگر در مواردي كه تومور آن قدر بزرگ شود كه مسير مجراي شنوايي را مسدود كند و باعث افت شنوايي شود. وجود درد نيز نشانه اي از شرايط بدخيم تومور است. در مجموع هر بافت تومورال ابتدا نياز به تشخيص و ارزيابي نمونه دارد. سپس بايد به وسيله شيوه هاي مناسب جراحي برداشته شود.

Aural Carcinoma:

بروز بافت هاي تومورال با شكلهاي مختلف و با منشا متفاوت بر روي سيستم گوش خارجي امكان پذير است. در اين جا تشخيص وجود يا عدم وجود ضايعه تومورال و بررسي نوع و نحوه درمان آن مهم است. بروز چنين مواردي بر روي لاله گوش، كشف آن را ساده مي كند. و اجراي يك عمل جراحي ظريف نيز مي تواند به برداشتن بافت مربوطه كمك كند. اما بروز تومور در مسير مجراي شنيداري، كشف و تشخيص آن را مشكل تر مي كند. برداشتن آن نيز شيوه هاي جراحي پيچيده تري را طلب مي كند. بروز اين موارد بر روي لاله گوش عوارض شنيداري در پي ندارد. اگر ضايعه در مجرا يا ورودي آن تشكيل شود افزايش حجم بافت تومورال مي تواند به انسداد مجرا و بروز افت شنوايي انتقالي منجر شود.

Aural Atresia:

عدم تشكيل منفذ مجراي گوش خارجي است. اين شرايط ممكن است به همراه عوارضي بر روي لاله گوش باشد. یا اينكه با وجود سلامت آناتوميكي و عملكردي لاله گوش، مجرا مسدود بوده و فرد دچار شنوايي باشد. عوارض شنيداري حاصل از اين مشكل نيز همانند Anotia است.

Aural Myiasis:

عفونت گوش خارجي، مياني يا داخلي ناشي از لارو گروهي حشرات است. عوارضي چون خارش گوش مي توانند از مهم ترين علايم و نشانه ها باشد.

Aural Polyp:

توده خوش خيمي است كه به دنبال پارگي پرده گوش در مجراي گوش خارجي احتمال بروز آن وجود دارد. تداوم طولاني مدت ترشح پايدار و عفونت فعال در گوش خارجي درپي پارگي پرده گوش، مي تواند منجر به تجمع سلول هاي سطحي و اپي تليال در گوش مياني يا مجراي گوش خارجي شود. تجمع سلول هاي حاصل در مجراي گوش خارجي ممكن است به بروز Polyp شود. بسته به حجم پوليپ و سطح درگيري آن عوارض شنيداري انتقالي ایجاد می شود.

Auricular Perichondritis:

اين ضايعه جزء عوارض اوتيت هاي مزمن گوش مياني يا خارجي است. گسترش عفونت از طريق شيارهاي به وجود آمده در انتهاي مجرا به مجموعه لاله گوش مي تواند منجر به بروز  Perichondritis شود. ضربات و صدمات منجر به پارگي و خونريزي زيرجلدي لاله گوش نيز مي تواند يكي از عوامل حرفه اي اين مسئله باشد. چنين شرايطي در كشتي گيران بيشتر بروز كرده، در نهايت منجر به پديد آمدن گوش گل كلمي مي شود. عامل معمول بروز اين عفونت Pseudomonas aeruginosa است.

اين وضعيت با ندول هاي منتشر و قرمز رنگي شروع مي شود كه كم كم لاله گوش را دردناك مي كنند. لاله گوش گرم و حساس مي شود. تورم ممكن است به نواحي پشت لاله گوش نيز گسترش يابد. این عامل ممکن است  باعث برجسته شدن لاله گوش شود. تجمع سرومن در لايه هاي پايين تر مجرا ممكن است منجر به چركي شدن گوش شود. در اينجا نيز بسته به سطح ضايعه ممكن است افت شنوايي بروز كند و يا هيچ مشكل شنوايي وجود نداشته باشد.

Cauliflower Ear:

ضخيم شدن و بدشكل و ناهموار شدن بافت پوشاننده لاله گوش را مي گويند. این شرایط براثر خونريزي زيرپوستي سطح لاله گوش، به دنبال ضربات و سايش هاي شديد بيش از حد، پديد مي آيد. گوش گل كلمي عارضه اي است كه بيشتر در ورزشكاران، به خصوص ورزشكاران رشته هاي رزمي و بويژه كشتي گيران پديد مي آيد.

Cavernous Hemangioma:

تومور خوش خيمي است كه به دنبال آن حجم عروق خوني مجاري شنيداري، پرده گوش و گوش مياني افزايش مي يابد و در ادامه حجم عروق تحت جلدي نيز بالا مي رود. اين حالت را معمولا Strawberry tumor نيز مي نامند. در طول سال هاي اوليه بروز، رشد سريعي دارد اما پس از آن معمولا شروع به تحليل مي كند. مشكل حاضر مي تواند علاوه بر عوارضي چون كاهش شنوايي با صداي وزوزي ضرباني ناشي از تاثير ضربان قلب و جريان خون عروق موجود در سيستم شنوايي نيز همراه باشد.

Cellulitis:

ضايعه عفوني لاله گوش است. كه با تغيير رنگ و سرخ شدن لاله، گرمي، حساسيت پوستي و حساسيت نسبت به لمس همراه است.

Ceruminoma:

عنواني است كه براي بيان تومورهاي خوش خيم سلول هاي مترشح سرومن مجراي شنوايي به كار مي رود.

Ceruminosis:

اين عنوان نيز براي توصيف شرايط عملكرد بالاي غدد سرومن و ترشح بيش از حد آنها استفاده مي شود.

Cleft Pinna:

بروز بريدگي هاي و شكاف هاي مادرزادي در سطح لاله گوش است. مشكل موجود مي تواند در نقاط مختلف سطوح لاله گوش بروز كند. عوارضي بر روي سطح شنوايي به دنبال نخواهد داشت. البته اگر مشكل تنها محدود به لاله گوش باشد.

Collapsed Canal:

انسداد ورودي مجراي شنوايي به دنبال بروز عوامل مختلف است. رايج ترين حالت عنواني آن انسداد مجرا به وسيله زائده مقابل آن به واسطه فشار گوشي هدفون است. اين شرايط باعث پديد آمدن افت شنوايي انتقالي مي شود كه ساير معاينات مثل آزمايش هاي تيمپانومتريك يا آزمون هاي دياپازوني آن را تاييد نمي كنند (Prolapsed Canal).

Coloboma Lobuli:

بريدگي و شكاف و شيار مادرزادي موجود بر روي نرمه گوش است.

Congenital Atresia:

عدم تشكيل يا انسداد مادرزادي ورودي و مجراي شنيداري است. بسته به سطح بروز، افت شنوايي انتقالي با شدت هاي مختلف ایجاد میکند.

Dermatitis:

شرايط نامشخص پوستي كه ممكن است لاله گوش را درگير كند. به دنبال آن عوارضي چون: بثورات جلدي، خشكي پوست و درد در گوش ها قابل مشاهده است.

Dimeric Tympanic Mambrane:

به دنبال پارگي پرده گوش و ترميم آن اتفاق می افتد. لايه مياني در قسمت ترميم شده، تشكيل نمي شود. اين قسمت از پرده باريك تر و داراي تحرك بيشتري است. كه اين تحرك بالا روي نمودار تيمپامتري گوش، قابل پيگيري است. پس اين قسمت تنها از غشاء اپيدرمي و موكوسي تشكيل شده است و لايه هاي مياني كه سختي پرده نيز معمولا از اين لايه ها نشات مي گيرد، در آن پديدار نمي شوند. وجود اين حالت بسته به محل و سطح غشاء حاصله، مي تواند مشكل شنوايي انتقالي ایجاد کنند.

Ear Canal Stenosis:

به باريك بودن بيش از حد مجراي شنيداري و به ويژه  ورودي آن گفته مي شود. وجود چنين شرايطي انسداد مجرا را به وسيله ترشحات طبيعي بیشتر میکند. و یا همچنین انسداد توسط اشيا خارجي آسان تر مي كند. احتمال بروز مشكل شنوايي در اين وضعيت بيشتر است. مشكل حاصل نيز غالبا به صورت انتقالي است.

Erysipelas:

يكي از بيماري هاي مسري پوستي است. بر اثر عفونت با streptococcus pyogenos پديدار مي شود. با تورم و قرمزي پوست و ضايعات وزيكولي و تاولي همراه است. بروز اين حالت در پوست مجراي شنيداري نيز مي تواند عوارضي مشابه را براي فرد ايجاد كند.

Exostosis:

اگزوستوزي شايع ترين تومور مجراي شنوايي خارجي است. اين بافت خوش خيم استخواني، معمولا بدون عوارض و علايم است تا زماني كه تجمع ترشحات و زوائد پوستي مجرا و پرده، به عفونت يا انسداد كانال منجر شوند. اگزوستوز معمولا به صورت دو يا سه زائده چسبيده به هم بر روي سطح خارجي استخوان مجرا در نزديكي حلقه پرده تيمپان پديد مي آيد. تقريبا در تمامي افراد مبتلا، ممكن است سابقه اي از شناي مكرر و اغلب در آب سرد بيان شود. اين وضعيت شايد يكي از علل بروز اين ضايعه باشد.

بروز اين زائده استخواني به صورت يك برجستگي واحد كه نزديك انتهاي جانبي بخش استخواني كانال تشكيل مي شود را Osteoma مي نامند. تمامي اين بافت ها خوش خيم هستند و ممكن است تا زماني كه به حد انسداد مجرا نرسيده اند نيز تشخيص داده نشوند. مشكل موجود به دنبال انسداد مجرا مي تواند به افت شنوايي انتقالي گوش درگير منجر شود.

False Fundus:

به بافت غشائي اطلاق مي شود كه در پي عفونت هاي مزمن در طول مجرا و كنار پرده گوش تشكيل مي شود.

Granular Myringitis:

جايگزيني متمركز يا منتشر بافت گرانولاسيون به جاي غشاء سطحي بر روي پرده تيمپان است كه منجر به سخت شدن پرده گوش مي شود.

Impacted Cerumen:

تجمع و فشردگي سرومن مترشحه غدد مجراي شنيداري به دلايل مختلف مي تواند منجر به انسداد مسير شنيداري شود. به دنبال آن عوارض شنيداري به صورت افت شنوايي انتقالي بروز مي كند. ميزان آن به تراكم و حجم سرومن موجود بستگي دارد. به منظور رفع مشكل بايد سرومن به وسيله متخصصي مجرب و ابزار ويژه برداشته شود.

Inclusion Cyst:

كيستهاي سخت و بزرگي هستند كه به دنبال برش يا ضربه به گوش برروي آن پديد مي آيند.

عوارض آن نيز بر محل بروز آنها بستگي دارد.

Keloid:

تجمع بافت هاي فيبري است كه بيشتر شبيه يك تومور كاذب است. بروز اين حالت به واسطه ضربه به پوست ناحيه، تحريك مي شود. اين تومور از جرم هاي متراكم تشكيل شده كه غالبا ظاهري تيره رنگ دارد.

Keratosis Obturans:

تشكيل سريع تومورهاي بافت كراتين كه غالبا با سرومن گوش نيز مخلوط است. اين حالت در پي جابه جايي خودبخود و غير طبيعي پوست مجراي شنيداري پديد مي آيد.

Lupus Pernio:

گرانولوماي اپي تليال پوستي كه ممكن است بر روي لاله گوش نيز ملاحظه شود.

Lupus Vulgaris:

توبر كول هاي پوستي هستند كه به صورت ضايعات گره مانند بر روي پوست گوش نيز پديدار مي شوند.

Macrotia:

بزرگ شدن غيرطبيعي و مادرزادي حجم و اندازه لاله گوش را مي گويند.

Melotia:

جابجايي مادرزادي و عدم حضور لاله گوش در مكان طبيعي و با وضعيت معمول آن گفته مي شود.

Membranous Atresia:

چسبيدن مادرزادي غشاء پوشاننده سطح مجراي گوش به هم و تشكيل بافتي نرم و متراكم است كه منجر به انسداد مسير گوش خارجي و مياني مي شود.

Microtia:

كوچك شدن غير طبيعي و بارز لاله گوش است كه به شيوه اي مادرزادي بروز مي كند.

Monomeric Tympanic Membrane:

پرده گوشي است كه بخشي از آن به دلايل مختلف مثل پارگي پرده و تشكيل نئوتيمپان لايه فيبروزي خود را از دست داده باشد.

Myringitis:

عفونت پرده تيمپان Tympanitis كه معمولا در پي عفونت گوش مياني و مجراي گوش خارجي پديد مي آيد.

Myringomycosis:

عفونت قارچي پرده تيمپان و غشاء پوشاننده مجراي شنوايي خارجي است.

Otitis Externa:

واژه اي عمومي است كه به آن ويژگي هاي عفوني درگير كننده پوست گوش خارجي، همگي در يك مجموعه قرار مي گيرند. بيماري هاي پوستي ممكن است هم زمان با ديگر بخشهاي بدن، گوش را نيز درگير كند. براي اهداف تشخيصي، اين بيماري ها ممكن است تحت عناوين موارد عفوني، اگزمايي Eczematoid و سبوره اي Seborrheic تقسيم شوند. علايم مشخصه اين ضايعه بسته به ساختار مجراي شنوايي و علت بروز آن متغيير است.

ويژگي اصلي و اوليه اين عارضه، درد درون مجرا در اثر بروز التهاب آن است. ويژگي دردناك مجراي گوش خارجي تا جايي ادامه پيدا مي كند كه ديگر حتي لمس و جابجايي لاله گوش نيز احساس درد شديدي را در كانال گوش خارجي ايجاد مي كند. تورم و ترشح مجراي گوش خارجي، احساس گرفتگي و انسداد را در گوش به وجود مي آورد. ترشحات ابتدا آبكي و غيرچركي است اما خيلي زود حالت چركي به خود گرفته و مخلوطي از سلول هاي اپي تليال مجرا را به همراه دارد.

اگر روند عفونت گوش خارجي به وضعيت مزمن Chronic منتهي مي شود، ترشحات شديدا كاهش مي يابند. يا اينكه قطع مي شوند و به حالت لخته و انعقاد در مجراي شنيداري قرار مي گيرند. به دليل فعاليت قارچها يا باكتري هاي گندروي، در اين وضعيت بويي بسيار بد از مجراي شنوايي متصاعد مي شود. بروز وضعيت مسموميت عمومي بدن نيز باعث پديد آمدن تب عمومي در فرد مي شود. بروز افت شنوايي نيز بر حسب گستره و ميزان پيشرفت ضايعه، مي تواند متفاوت و متغير باشد.

Otomycosis:

عفونت قارچي مجراي شنيداري خارجي است.

Pachyotia:

لاله گوشي را ك به طور غير طبيعي ضخيم و سخت است چنين مي نامند.

Polychondritis:

ضايعه بافت مفصلي Relapsing Polychondritis است.

با عفونت و كاهش غضروف هاي مفصلي لاله گوش و مجراي تهويه گوش مياني مشخص مي شود.

Polyotia:

وجود لاله گوشي اضافه در يك سو يا دو طرف سر را مي نامند.

Preauricular Pits:

وضعيت غيرطبيعي گوش است كه در آن حفره ها و فرو رفتگي هاي كوچكي با اندازه هاي متفاوت در جلو لاله گوش پديد مي آيد.

Preauricular Tag:

در اين حالت برجستگي كوچكي كه اغلب حاوي غضروف است در جلو لاله گوش به وجود مي آيد.

Retraction of the Tympanic Membrane:

انسداد حفره گوش مياني و بسته شدن منافذ تهويه آن مثل مجراي استاش، مسير تهويه و تبادل هوا را در اين مجرا مسدود مي كند. در شرايط عادي، هواي موجود در اين محدوده به وسيله سلول هاي پوشاننده و مخاطي موجود، جذب مي شوند. در اين وضعيت، حجم هواي درون مجراي شنوايي مياني را مي كاهد. در چنين شرايطي فشار را كاهش مي دهد، يك خلا نسبي ايجاد مي كند.

خلا به وجود آمده حاصل ضعف عملكرد مجراي تهويه گوش مياني است. در چنين وضعيتي در شرايط مختلف عفوني و به دنبال برخي شرايط درماني و به ويژه درمانهاي جراحي، احتمال بروز دارد. اين روند اولين قدم در مسير ايجاد عفونت هاي گوش مياني است و مي تواند باعث احساس گرفتگي و انسداد گوش و پيامد آن افت شنوايي انتقالي شود.

Scroll Ear:

نمونه اي از بدشكلي لاله گوش است. طي آن گوش در انتهاي حلقوي خود به سمت جلو و داخل جمجمه خم مي شود.

Tympanic Membrane Perforation:

صدمه و آسيب هاي مختلف به سطح پرده تيمپان است. مي تواند باعث بروز پارگي و از هم گسيختگي بافتي در اين مجموعه شود. چنين پارگي مي تواند به دنبال بيماري هاي عفوني مختلف سيستم شنوايي باشد.

از دیگر عوامل:

ضربات مختلف به ناحيه سر و گوش ها و حتي در حين انجام برخي ورزش ها مثل شيرجه در آب و بر اثر تغيير فشار دو طرف پرده و اعمال فشار زياد بر اين غشاء نازك پديد است. در صورت عدم وجود عفونتي خاص، بروز پارگي در غشاء پرده مي تواند شرايط را براي بروز عفونت هاي مختلف سيستم شنوايي پديد آورد. به اين دليل مراقبت هاي كامل و جلوگيري از ورود مواد مختلف به گوش و درمان زود هنگام از اقدامات ضروري پس از پارگي پرده است. در برخي موارد پارگي پرده مي تواند منجر به آرامش و كاهش درد موجود در گوش شود.

اين شرايط زماني پديد مي آيد كه عفونت هاي چركي حاد درون گوش مياني وجود دارد. پس از پاره شدن پرده، فشار موجود از بين مي رود و در پي آن از درد موجود به شدت كاسته مي شود. در اين شرايط پارگي پرده با خروج ترشحات چركي و بدبو از گوش همراه خواهد بود. وجود لكه هاي خون و خروج آنها از گوش به دنبال پارگي هاي پرده نيز امري معمول است. نوع و شدت افت شنوايي حاصل از پارگي پرده گوش به محل بروز پارگي و سطح درگيري آن بستگي دارد.

مي تواند به نحوي واقع شود كه حتي علامتي نيز بر روي درك شنوايي به جاي نگذارند. مثلا پارگي در ناحيه pars flaccid، به دليل كمبود تاثير اين قسمت در روند انتقال صوت ممكن است با افت شنوايي همراه نباشد. در اكثر اوقات، پارگي پرده به احساس گرفتگي و بروز افت شنوايي انتقالي منجر مي شود. شدت عارضه ممكن است آن قدر زياد و پايدار باشد كه سيستم عصبي را نيز تحت تاثير قرار دهد. در چنین شرایطی ممکن است افت شنوايي مختلطي را براي فرد به وجود آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: